امروز یادم افتاد که گفته بودی توو طول روز یادت میافتم و لبخند میزنم، خدا بخیر کنه، داری داستان میشی برام. من داستان تو نشدم، ولی تو قصه شدی توو کتابم. و بعد یاد اون جملهی ازدمیر آصف افتادم که میگفت: روزی اگر عاشق کسی دیگر شوم باور کن که هرگز تو را نخواهم بخشید.
حالا با این نبخشیده شدن میخوای چیکار کنی عزیزم؟!
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی
تصمیم گرفتم مرگم را به تعویق بیاندازم مرتضی.
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی